آقا یه چی بگم ...

من همیشه فکر میکردم خودکشی مال افرادی که بیماری روان و افسردگی شدید دارن

من افسردگی ندارم حالم خوبه

مسواک میزنم هفته ای سه روز حموم میرم زبان میخونم

ولی وقتی دچار حمله های فیبرومیالژی میشم عمیقا دلم میخواد خودم رو از گرند کانیون این شهر بندازم پایین

نه از افسردگی بلکه شاید مردم و دردم متوقف شد

و از ترس اینکه در آینده چی ب سرم میاد

یه بار چهل و هشت ساعت نان استاپ درد کشیدم و حتی نخوابیدم مردم الان که فکر میکنم پنجاه و شش ساعت چون دقیقا سه روز و دوشب نخوابیدم و شب سوم بیهوش شدم

و بدنم از ذوق خواب درد رو فراموش کرد بالاخره

خلاصه اگه روزی خودم رو کشتم بدونید افسرده نبودم فقط ب دو دلیل ترس از آینده و توقف درد خودم رو رها کردم